تبلیغات
☆My Dreams☆ - 25 July
25 July
امروز یه کار مهم انجام دادم...
هر چند عمو بنجامین کاملا باهاش مخالف بود ولی ایزابل یه جوری راضی ش کرد!
با ایزابلا راه افتادیم توی مرکز خرید و دنبال یه لباس گشتیم...
لباسی که می‌خواستم برای مراسم خاکسپاری خودم بخرم...
چون توی دینی که من از بچگی با اعتقاداتش بزرگ شدم معمولا مرده ها با یه لباس تمیز و بعضی ها هم به انتخاب خودشون یه لباس می‌خرن تا موقعی که توی تابوت خوابیدن لخت نباشن!
به یه لباس سفید رضایت دادم... ^_^
عمو بنجامین اصلا جرئت فکر کردن به این موضوع رو نداره...چون از لباس مرگ بدش میاد!
عکس لباسم رو برای بارانا فرستادم...گفت قراره تا جمعه کار هاشون رو انجام بدن و برای چند روز بیان لندن.
یه کم تب دارم...ایزابل تبم رو اندازه گرفت:39˚! >"<

پ.ن:امکان داره رمز وبم رو بدم به بارانا تا اون به جای من بنویسه... :-)

[ سه شنبه 5 مرداد 1395 ] [ 01:15 ب.ظ ] [ ☆Ava☆ ] [ نظرات () ]
LastPosts