تبلیغات
☆My Dreams☆ - August 22
August 22
چند روز تا اول سپتامبر و شروع بدبختی مونده!

اتفاق تازه‌ای هم نیفتاده بود رفته بودیم سنت ایوس توی جنوب شرقی انگلیس.

خیلی جای باحالیه!ساحل داره.

کلی خوش گذشت.

جاتون خالی!

منم کلی تخلیه انرژی کردم!

رفتم کلی آب سرد تو یه سطل ریختم و دایی بنجامین رو خیس کردم که بیچاره تا یه ساعت نفس نفس می‌زد!

انقدر خندیدیم که نگو!

بعدشم افتاد دنبالم!(خجالت بکش همسن بابامی ها!البته چهار پنج سال کوچیک تر!)

بعد کلی ماجرا هم برگشتیم خونه!

حالا بماند که چقدر دایی جان رو شکنجه کردیم!

حسابی از تو دماغش دراوردیم!

من فعلا برم به کارام برسم! :-)

[ دوشنبه 25 مرداد 1395 ] [ 10:33 ب.ظ ] [ ☆Froozan☆ ] [ نظرات () ]
LastPosts